مملكت تــنــــگ بـــود و مـــــــرد بزرگ ......
مردمان كــور بــودند و مـــــــرد صـبـور.....
آدميان رنگ مي باختند ، اما هنوز ذره اي وجدان ، قطره اي شرم در وجودشان يافت مي شد ....
آدمكها مشغول توطئه بودند و آدميان تاب تحمل نداشتند ، صداي تازيانه ها بلندتر مي شد و هر روز قلمها شكسته تر ...
سرها به زير مي افتاد و دفترك ها در جوي روان به حافظه تاريخ سپرده مي شدند .
آدمكها فرياد مي زدند و شيشه مي شكستند ....
آدمكها اين بار عربده مي زدند، آدميان از ارتعاش صداي آنها رنگ باختند و بر چهره نقاب زدند .... .
آدمكها همگي رفتند چون زمان كه مي رود ....
آدميان هم همگي رفتند ، بعضي به فراموشي و بعضي با نا كجا آباد ها رفتند ...... .
اما آن مـــــــــرد ماند چون بايد مي ماند ....
تاريخ فرزندان خوبش را هميشه ختم به خير مي كند ....
مرد ماند تا حتي نامش تيري بر كام مرتجعان ، جاهلان و وطن فروشان باشد .
نام مــــــرد كه مي آيد همگان به يادش احترام مي كنند ، حتي شايد از او نفرت داشته باشند اما در ذهنشان در روحشان ندايي بانگ بر مي آورد و زبان به تحسين مرد مي گشايد .
امروز سالروز تولد آن مـــــــرد است ، مردي كه از تبارش تاريخ ما كم به خود ديده !
مردي كه چون ناميان قبل از خودش قرباني جهل ما شد ... .
امروز سالروز تولد آن مـــــــرد است آري امروز سالروز مصدق بزرگ است .
هنوز هم بعد از چندين دهه با آمدن نام دكتر محمد مصدق ، جداي از احترام هواداران ، عذاب وجدان بر پيكر بسياري مي افتد .
پوپوليست ها ، همه چيز داشتند و دارند حتي پول نفت ، نفتي كه با همت مردمان سرزمينمان و با دانش مصدق ها ملي گرديد .
ديكتاتورها غير از قدرت ، پول و مجيز گويان دورشان ، به زور سرنيزه ها چند صباحي يكه تاز تاريخ بودند و رفتند .
اما دكتر مصدق ماندگار و جاودان تاريخ گرديد ، شايد دليل ماندگاريش اين بود كه هيچگاه غرور بر او چيره نگشت . او اصول اخلاقي اش را هيچگاه قرباني سياست و رفاقت نكرد .
او مانند بسياري كه هر روزه در جلوي چشمانمان جولان مي دهند هرگز براي بقاي خويش و براي ماندگاري در قدرت رو به روابط ناسالم نياورد ......... .
آري
مملكت تنگ بود و مرد بزرگ .
اینم اولیش آخرش چی میخواد بشه!!!!!