تبليغاتX
غم و غصهام
<-غم و غصه هام->

<-لطفا سیگار نکشید سابق->

مسافررررررررررررررررررررررر!!!!

جمعه بیست و دوم تیر 1386-10:31 -divo0ne

قسمت نشد ببینمت ،خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات
اگه یه وقت بگی نرو
رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم
ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن
چی کار کنم مسافرم...

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

نامه رو تا تهش بخون
گریه نکن طاقت بیار
نامه رو خط خطی نکن
دو جمله رو هم دووم بیار
باور نکن یه بی وفام
نامه میذارم و میرم
نه ،
قسمت زندگی اینه
به کی بگم مسافرم...

سهم من از تو دوری
تو لحظه های بی کسیم
قشنگی قسمت ماست
که ما به هم نمی رسیم.......

من میرم ولی باز ،تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من، فراموش نمیشه
گل من خوب می دونی،
بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشی می میرم....

همیشه زنده می مونه با یاد تو ترانه هام
منو ببخش اگه بازم ، اشکام چکید رو نامه هام
دیگه تموم شد فرصت ، خاطره هام پیشت باشه
تموم خاطرات خوش ، خدانگهدارت باشه........

 

هیچ اگر نیست چه میدانیم؟؟ |

وای مامان جونم روزت مبارک !!!!!!!!!!!!!

چهارشنبه سیزدهم تیر 1386-13:52 -divo0ne

مامان جونم  فدات شم *:

 

امروز  روز مادر است! روز زن

 مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. ماذر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن  لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.

 

خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.

از لحاظ جامعه شناسی، مادر نوعی نقش اجتماعی است. نقشی که معلوم نیست اکتسابی است یا ذاتی! فرزند بودن و دختر بودن نوعی نقش اجتماعی است با کارکردها و وظایف اجتماعی خاص خود که ذاتی است و هیچ کس نقشی در آن ندارد. اما شغل هر فرد، نقش اکتسابی اوست. در این میان معلوم نیست مادر بودن نقش ذاتی است یا اکتسابی. شاید اکتسابی بودنش بچربد، اما شرایط اجتماعی و فیزیولوژیکی هر زنی را به مادر بودن و هر مردی را به پدر بودن می کشاند. نمی دانم به هرحال مادر و مادری به نظر من در حیطه تحلیل های جامعه شناختی نمی گنجد. نمی توانیم آن را تنها به عنوان یک فرد با نقشی خاص در نظر بگیریم. مادر و فرزند رابطه ای متقابل و حیاتی دارند که بدون آن قوام جامعه شک برانگیز است! تجربه نیز نشان داده اقداماتی در مسیر کمونیستی کردن جوامع و دور کردن آنان از خانواده و زندگی خانوادگی، و به سر کار بردن مادران تبعات و نتایج غیر قابل باور و نامطلوبی به دنبال دارد. کیبوتص ها در اسرائیل و شوروی و... که در همین راستا آغاز به کار کردند، همگی طعم شکست را چشیدند. لذا ما نیز مانند اکثر فرهنگ های دنیا مادر را می ستاییم و او را پاس می داریم. با اینکه در تمام جهان روز دیگری به این عنوان یعنی روز مادرشناخته میشود و گرامی داشته میشود. اما  ما ایرانیان و شیعیان به احترام مادری بزرگ و مقدس که البته کمتر میشاسیمش و فقط از درد سینه او مطلعیم نه افکار و عقاید و رفتارش! روز ولادت او راگرامی می داریم. روز ولادت دختر نبی اکرم و همسرعلی مرتضی، مادر حسنین و زینب کبرا، حضرت فاطمه زهرا (س) . با این جملات به یاد سخنان دکتر علی شریعتی افتادم که چه زیبا گفته هر چه درباره زهرای مرضیه گفته، آن القاب و شرایط را فاطمه نمی داند و در آخر می گوید: 

 ((فاطمه فاطمه است)).

من نیز دوست دارم مادرم را در این روز پاس دارم و گرامیش دارم. گرچه خدای من! خوب می دانی دردی از من در سینه اش هست و  بسیار برایش بد بوده ام. اما از باب شعر مادر ایرج میرزا  میدانم که او مرا دوست دارد و میبخشاید. در اینجا نیز بخشی از شعر ایرج را می گذارم تا تاثیر آن را همیشه با خود داشته باشم.

هیچ اگر نیست چه میدانیم؟؟ |

کاش کاش کاش کاش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

چهارشنبه ششم تیر 1386-22:42 -divo0ne

كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود

كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود

كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف تزين خاطره مهماني بود

كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود

كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود

چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود

كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود

كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد
و به يادش همه شب ماه چراغاني بود

كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود

كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود

كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود

دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

هیچ اگر نیست چه میدانیم؟؟ |